Wednesday، July 26، 2006




تجمع عليه حمله ی اسرائیل
چندی پيش در شهر ما هم همچون ديگر شهرهای آمريکا تجمعی عليه حمله ی اسرائیل به لبنان برگزار شد
تعداد افراد زياد نبود. و این چندين دليل داشت
1- هيچ گروه قویی سپانسر این تجمع نشده بود. در نتيجه تبليغات ضعيف بود و برنامه نچندان منظم
2- مردم آمريکا عموما منافع کشورشون رو در تعامل با اسرئيل می بينند
3- خيلی ها از ترس ماموران اف بی آی و این حرف ها شرکت نکردند
شرکت کنندگان رو چند گروه تشکيل می دادند
1- لبنانی ها
2- مخالفين دولت که دنبال بهونه می گردند
3- مسلمون ها بخصوص شيعيان
4- افراد معمولی
نکات جالب
1- همانطور که می بينيد هيچ کس جرات آوردن پرچم حزب لله رو در آمريکا نداره
2- تجمع رو به روی دفتر يکی از سناتور های آمريکا که طرفدار اسرئيل هست برگزار شد
3- این پياده روی يکی از خيابون های خيلی شلوغ شهر هست. ديدن عکس العمل های مردم در ماشين هاشن خيلی جالب بود. بعضی با بوق زدن حمايت می کردند بعضی از روی عصبانيت با دست يا زبان فحش می دادند بعضی هم متحير نگاه می کردند و بعضا عکس می گرفتند
4- سپانسر اصلی تجمع يک گروه کومونيستی بود. که خودشون جزء گروهی هستند که صرفا مخالف حکومتند و احتمالا هيچ اهميتی به قضيه ی لبنان نمی دهند
5- خيلی از بچه مسلمون ها از دور به جمعيت نگاه می کردند و از ترسشون نزديک نمی آمدند. البته می شه بهشون حق داد

Friday، July 21، 2006






لبنان

اين چند روزه اصلا دلم به هيچ کاری نمی ره. تصوّر اينکه وقتی من در امن و آرامش مشغول زندگی روزمره ام هستم کمی آن طرف تر زن و مرد و پير و جوان از ترس جانشان آشفته اند آزارم می ده. شب ها خوابم نمی ره و روزها حواسم پرتهولی خيلی تلاش کردم اين چند روز به پستی برای نوشتن فکر کنم که نکته اي داشته باشه. نه يک سری حرف های تکراری که به هيچ دردی جز درد و دل نخوره . دنبال يک درسی که بشه از این ماجرا گرفت
اوّل بايد يک نکته اشاره کنم که توی خواننده ی اين مطلب و من، هر دو تحت تاثير شديد تبليغات رسانه هاي کشور محل اقامتمون هستيم.
ديروز سی ان ان به عنوان مسخره کردن تلوزيون ايران، قسمتی از اخبار بخش انگليسی شبکه ی خبر رو پخش می کرد که گوينده خبر از منهدم شدن 2 هليکوپتر اسرائيلی توسط حزب الّله خبر می داد که کذب محض بود(این خبر قبل از برخورد دو هليکوپتر اسرائيلی پخش شده). البته رسانه هايه اينجا هم دست کمی از ايران که نداره هيچ بلکه بسيار بد تر هم هستند (انشا لله به اين موضوع بعدا می رسيم). ولی نکته اينکه منی که در آمريکا هستم و توی که در ايران هستی اين داستان رو خيلی متفاوت شنيده ايم. هنگام خواندن اين پست اين رو در نظر بگير
اسرائيل نه روز پيش به بهانه ی دستگير شدن دو تن از سربازانش به لبنان حمله کرد، خيابون ها، فرودگاه ها و مراکز اصلی لبنان رو با خاک يکسان کرده و تا کنون حدود 300 نفر در لبنان کشته شدند و صد ها هزار نفر آواره
در مقابل کشور های جهان هيچ نکردند جز سکوت. حتی کشور های عربی چون عربستان صعودی و مصر حزب لله رو مقصر اصلی اين واقعه می دانند. واقعا چه جور ممکن هست؟ با چه منطقی جور در می آید که کشور متجاوزی که در يک روز 50 نفر غير نظامی رو کشته مورد حمايت اکثر کشور هايه جهان قرار گيرد
برای اين سوال دو جواب وجود داره. يک، جوابی که زياد شنيديم. و دو، جوابی که من خواهم داد
خلاصه ی جواب اوّل اين است که همه ی دنیا شيطان هستند. هيچ کدوم از اين کشور ها وجدان ندارند. همه ظالم هستند و بی منطق. آمريکا که شيطان بزرگه، اروپايی ها هم که نوچه هايه آمريکا هستند، اعراب هم که باج می گيرند و ساکت ميشند. ديگه چيزی نمی مونه
و امّا جواب دوّم
اينکه اسرائيل اين چنين می تواند در قرن 21 ام ( که بحث از حقوق بشر و صلح و دمکراسی درش بی نظير هست) چنين جنايت های را بکند، به اين حقيقت بر می گرده که او موفق شده است پيروز جنگ افکار عمومی جهان باشد. و ما باز زمين خورده ي اين ميدان، بدون هيچ مقاومت
بله. امروز جهان حزب لله رو به عنوان يک گروه تروريستی می شناسه که نه به حرف دولت کشورش هست نه پايبند به قوانين بين الملل. نه از کسی اجازه برای فعاليت هاش می گيره نه خودش رو ملزم به پاسخگوی می دونه. و اين بار هم بدون توجه به مرز بندی سال 2000 وارد خاک اسرائيل شده و دو سربازش رو دزديده
و اسرائيل می خواهد به جهان لطف کند و اين گروه ترريستی اي که می رود القاعده ی دوّم شود را از صحنه حذف کند. حزب الّله ی که می توانست به خاطر دفاع از کشورش مورد ستايش جهان قرار بگيره این گونه به جهان معرفی می شه
چندی پيش سی ان ان شيخ حسن را با بن لادن مقايسه می کرد. می گفت القاعده اي ها مرد بودند و جنگيدند امّا حزب لله خودش رو پشت غير نطامی ها مخفی می کنند و ما مجبوريم بيمارستان ها و مساجد رو هدف قرار بديم
توجه داشته باشيد که بحث من اين نيست که ما بايد برای فعاليت های بر حق خود از کشور های غربی اجازه بگيريم. من حتی نمی گويم که دولتمردان کشور هايه غربی الزاما افراد راست و خوبی هستند. من اطمينان دارم که هر جور ديپلماسی حزب لله استفاده می کرد باز اسرائيل به بهانه ای به لبنان حمله می کرد ولی شايد اون وقت فشار بين الملل کمتر روی حزب لله بود تا الان. و شايد ما راحت تر می توانستيم چهره ی حقيقی اسرائيل رو نشون مردم جهان بديمبحث من اين هست که در جهان امروزی از همه مهم تر افکار عمومی ست. ما اگر بتوانيم منطق خود
را به زبون ديگران ترجمه کنيم، جهان دولتمردان خود را تحت فشار خواهند گذاشت و دشمنان قادر نخواهند بود که فعالیت های معقول ما را جور دیگری منعکس کنند
و حقيقتا چه کسی جز جامعه ی جهانی قدرت مهار کردن اين سگ هار را دارد؟