Thursday، April 27، 2006

واقعه ی هولوکاست
امروز در دانشگاه برای گرامی داشت کشته شدگان واقعه ی هولوکاست 10،000 گل رز سفيد بين
دانشجوها می خواستند پخش کنند
برای اينکار دنبال داوطلب می گشتن و خيلی ها متعجب شدن وقتی من داوطلب شدم. خيلی از اين عملم احساس رضايت و خوشحالی می کردم. دلم می خواست می تونستم به هر کی که گل می دم بگم که من يک مسلمان ايرانیم . بگم که دين من دين عشق و دوستيه. دين من دين صلح و صفا ست. دلم می خواست بهشون بگم که اسلام به من ياد داده که ظلم به هر موجود زنده اي حتّی حيوانات، زشت و قبيحه. ولی حيف، ولی حيف که وقتی به اوّلين نفر خودم رو معرفی کردم با يه جمله آنچنان تو ذوقم زد که بغض نذاشت صدام در بياد و تنها تونستم سرم رو پايين بندازم تا از سنگينيه نگاهش فرار کنم. البته شکایتی ندارم که شاید اگر خودم هم جای او بودم همین رفتار رو می داشتم

**************
لازم به تذکر است که دليل من برای دادن گل به دانشجو ها صرفا خدمت به اسلام و مسلمین بود. والّا من کجا و دادن گل رز به دختران جوان خارجی کجا

Saturday، April 22، 2006

آخر داستان هسته اي ايران
داشتم چند روز پيش به اين موضوع فکر می کردم که شايد موضوع هسته اي ايران در بهترين حالت اين
طور حل بشه که آمريکا و ديگر کشور هايه غربی بالاخره کوتاه بيان و ايران بتونه به غنی سازی ادامه بده و در اين صورت احتملا در کشور جشنی بپا خواهد شد و از رهنمود هايه آقای احمدی نژاد قدر دانی می شه
ولی آيا اين آخر داستان خواهد بود؟
چند روز پيش در روزنامه ی داخلی دانشگاهمون مقاله اي توسط يکی از دانشجو ها نوشته شده بود که در آن نکاتی تازه و جديد در مورد ايران" افشا" کرده بود. نکاتی که الزاما قبل از رياست جمهوری آقای احمدی نژاد شنيده نمي شد. ولی امروز همه جا ايران رو کم و بيش به اين گونه تفکرات ارتباط می دن.
افشا گری ايشون از اعتقادات شيعه شروع می شد. اينکه شيعيان به امام دوازدهمی اعتقاد دارند که قرار است با ظهور خود با جهانی به جنگ (جهاد) بر خيزد و دشمنان اسلام رو نيست و نابود کند... بعد به شخص ريس جمهور پرداخت و ادامه داد که گروهی به نام حجتيه بر اين باورند که چون اين امام ظهور نخواهد کرد مگر اينکه فساد و کشت و کشتار جهان را فرا گيرد، پس بايد تا حد امکان موجبات ظهور را فراهم آورد. و دليل اين ادعا هم سخنانی بود که از ريس جمهور نقل قول کرده بود. در نتیجه گیری از خواننده ها سوال شده بود که با توجه به اطلاعت داده شده، به نظرشون ايران برای چه به دنبال انرژی هسته اي هست
...و باور بکنید این تنها صدای هست که از " حق مسلم ما " در اینجا شنیده می شه.
خوب حالا ببينيم آخر اين داستان چه به دست آورده ايم و چه از دست داده ايم...

Wednesday، April 12، 2006

چه خبرها ؟؟؟
امروز حتی تيتر اول روزنامه ی داخلی دانشگاهمون هم در رابطه با موفقيت ايران در غنی سازی اورانيم
بود.
به همين مناسبت قرار هست ما از امروز به بعد هر روز صبحانه کيک زرد با چای بخوريم
********
به اميد خدا تصميم دارم تابستان امسال هم، مثل سال های پيش به ايران بيام. مسئله ای که در اين زمينه هر سال آزارم می ده اينه که ايران برام شده يک جاذبه ی توريستی. می آم مثل يک گردشگرعمل مي کنم. ايران ديگه برام ايران قديم نيست. تحمل ترافيکش برام سخته. رفتار ملّتش برام تعجب آوره. و ديدن خيابونش برام سرگرم کننده. اين موضوع عجيب آزارم ميده
*********
در مسجد صحبت از اين بود که بيايم هفته ای یه سوره ازقران بخونيم بعد يه فيلم در ارتباط با اون پخش
کنيم. نفر اوّل گفت مثلاً سوره ی مريم و فيلم مريم مقدّس. دومی گفت : سوره ی محمّد (ص) و فيلم آخرين پيامبر. نوبت به من رسيد. منم که کم آورده بودم گفتم: سوره ی نوح و فيلم تايتانيک یا سوره ی حضرت یونس و کارتون پینکیو. يکی گفت آقا بياين تا پيشنهاد سوره ی يوسف و فيلم هايه خلاف رو ندادن بيخيال قضيه بشيم
شما چه خبرها ؟؟؟