Sunday، January 29، 2006

مسجد ما هم معروف شد

شنبه ی بعد از عيد غدير تو مسجدمون مراسم داشتيم و تا نيمه شب مسجد بوديم. حتی آخر شب تصميم گرفتيم يه دست بسکتبال هم بازی کنيم. شب خوابيدم صبح که بلند شدم ديدم تو اخبار داره مسجدمون رو نشون می ده. می گفت در حدود ساعت 3، يعنی 2-3 ساعت بعد از اينکه ما از مسجد رفتيم بيرون يه عدّه ريختن تو مسجد و هرچی دم دستشون اومده رو درب و داغون کردن. البته وارد مسجد نشدن و فقط تو حياط بودن. مثلا اون حلقه بسکتبال های که ما شبش با هاش بازی کرديم داغون شده بود

جالب اينکه رو تابلوی اعلاناتمون به يهودی ها فحش داده بودن. به هر حال مسجد ما هم معروف شد چون که چهل دفعه تو اخبار مسجدمون رو نشون دادن

http://www.knva.com/Global/story.asp?S=4395347



Wednesday، January 18، 2006





تحمّل افراد متفاوت

شايد يکی از چيز های که با اومدن به آمريکا ياد گرفتم تحمّل افراد متفاوت هست. خوبيش يا بديش مورد بحث نيست امّا اين تغييری بود که بايد در خودم می دادم
و اتفاقاً به نظرم خيلی جالب اومد. شايد بشه اين طور گفت که خيلی وقت ها با مواجه شدن با اعتقادات متفاوت، اعتقادات خودم رو محک می زدم
يکی از جالب ترين جلساتی که شرکت کردم جلسه ی بهايی ها بود. آدمای جالبی به نظرم اومدن. مخصوصاً اينکه اعتقاداتشون خيلی به ما نزديک هست
شايد با گفتن اين جمله خودم رو تو درد سر بندازم. ولی به نظرم خيلی وقت ها نمی شه مردم رو با دينشون قضاوت کرد. اوّل اينکه مثلاً خيلی از ما مسلمونيم ولی به اسلام عمل نمی کنيم. پس مسلمونيمون ملاک خوبی برايه قضاوتمون نيست
دوّم اينکه مسلمونيه چند در صد ما از روی علم نه ارث. اين دقيقاً در مورد مذاهب ديگر هم درسته
ميگن پس چرا اين افراد مسلمون نمی شن؟ می گم خودت رو بزار جای يک هندو مثلاً. ببين چه قدر سخت هست که يه دفعه از دينت ببری
اين عکس ها رو چند وقت پيش از بازديدمون از يک عبادتگاه بودايی ها گرفتم. توش خيلی عظمت داشت

Wednesday، January 11، 2006


آقا شهرام ملت رو 2 بار پیچوند
از افرادی که هر جا برن اصالتشون رو حفظ می کنند خیلی خوشم می آد. از جمله اين افراد استاد بزرگوار شهرام ناظری ست. قرار بود که ايشون شنبه ي هفتيه ی قبل بيادهیوستون . بعد گفتن که قراره اين هفته بياد. حتی اعلاميه اش رو هم پخش کردن بعد دوباره کنسل شد. وقتی دليلش رو پرسيدم گفتن مثل اينکه يکی ديگه از شهرهای تگزاس که رفته 200 نفر بيشتر نيومدن بعد ايشون به خاطر اينکه ضايع نشه گفته فعلا هیوستن نمی آد. البته همین شخص می گفت وقتی کالیفرنیا رفته حدود 4000 نفر اومدن. طرف که مسئول فروش بلیت بود می گفت روزی 10 تا 20 نفر بهش زنگ می زنند همه هم شاکی

Tuesday، January 10، 2006

چند جمله ی معروف از امام
هر چند که فکر می کردم نیازی به این نباشه ولی بعد از پست اول در این زمینه تصمیم گرفتم چند جمله ی معروف از امام نقل کنم
"میزان رای ملت است"
"در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود"
ما خواستار جمهوری اسلامی می باشیم. جمهوری ، فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم، که قوانین الهی است
اما جمهوری، به همان معنایی که همه جا جمهوری است . اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم، برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری شده، اینها بر اسلام متکی است؛ لکن انتخاب با ملت است
بعد نیست روی این لینک هم کلیک کنید. این قسمتی از سخنرانی امام در بهشت زهرا ست
امام در این سخنرانی تاکید می کنند: " من به نمایندگی از ملت" یا اینکه " من به واسطه ی اینکه ملت مرا قبول دارند" چه جوری می شه این سخنان به این روشنی رو تحریف کرد

Tuesday، January 03، 2006

آدم خوبه مرد باشه
آقا جان يه وقت می آی ميگی اين چيزی که من فکر می کنم درسته. می آی می گی آقا شما تا حالا اشتباه می کردين. امام اشتباه کرده. نظرش در مورده جايگاه مردم در حکومت غلط بوده
يه وقت در کمال جسارت می آی عقیدت رو با استفاده از مقبوليت و محبوبيت امام به مردم عرضه می کنی. می آیاعقيدت رو جايه عقيده ی امام جا ميزانی. يه وصله ای به امام می چسبونی که اصلا به هيچ وجه به امام نسبت نمی شه داد
من بر خلاف خيلی ها نگران تحريف کردن عقيده ی امام نيستم . چون به نظرم اين کار عملی نيست. همونطور که همه معترفند امام اهل تعارف نبودن. هر چيزی که اعتقاد داشتن رو بدونه لفافه گفتن
آنچه من نگرانش هستم اين جسارت هاست. آيت الّله بجنوردی که از نزديک ترين افراد به امام بودن هرگز جرات نمى كنند مطلبى را به عنوان ديدگاه ايشان مطرح كنند و يا نسبت دهند. بعد يه سری افراد که اصلا زمان امام با عقايد ايشون مخالف بودن الان ادعای تفسير نظرات ايشون رو دارن