Friday، December 30، 2005

کنسرت شهرام ناظری

شنیدم شهرام ناظری چند روز دیگه تو هوستون کنسرت داره. عجیب ذوق کردم. اصلا باورم نمیشه

اگه قسمت شد که برم حتما براتون تعریف می کنم چه خبر بود. سعی می کنم عکسم بگیرم

Wednesday، December 28، 2005

چه خبرها؟
بالاخره اين ترم هم تموم شد. اين ترم تجربه ی متفاوتی بود. چون همون طور که می دونيد اوّلين ترم در اين دانشگاه جديد بود
خوب مسلماً درس ها خيلی سخت تر بود ولی خدا رو شکر اونطوری نبود که نتونم از عهدش بر بيام
ترم که تموم شد يه کنفرانسی بود در لس آنجلس که 5 روز رفتم اونجا. با آدم های جالبی آشنا شدم. 3 تا از بچه هايی که امسال از ايران اومده بودن و استنفورد قبول شده بودن. جالب اين که اکثره بچهای که من دیدم يا از دبيرستان مفيد يا نيکان يا علاّمه حلّی بودن
بعد رفتيم يه سر يو سی ال ای. يو سی ال ای حدود 3 هزار نفردانش آموز ايرانی داره. با چند تا از اونا هم آشنا شدم. به ذهنم رسيد امسال از ايران بچه های با حال خيلی اومدن
امروز روز اولی هست که بر گشتم آستين. زياد هم نمی مومم. احتمالاً فردا پس فردا می رم هوستون
شما چه خبر؟

Monday، December 19، 2005


برای احمد
انگار اين دم و دستگاه قضا و قدر يه جورايی قاط زده. بابا چرا هر چی بلا ست سر آدم حسابی ها می آد؟ آقا جان اين منم که داره راست راست راه می ره و خيرش به کسی نميرسه. به اون بنده خدا چه کار دارييد؟ اون که آزارش به کسی نرسیده. بخدا اونا به اندازه کافی کشيدن. اين من ناز پروردم که تمامه زنديگيش خورده و خوابيده
بخدا احمد خيلی آقا ست. بیا و بی خیال این بنده خدا شو
خيلی آقاست
نمی دونم چه کار کنم. خبر مريضی احمد رو که شنيدم، چند روز کاملا تعطيل شدم
خدایا بازم شکرت
اگه اسمت دواست و ذکرت شفا اون منم که به دوا و شفا احتیاج داره نه احمد

Saturday، December 10، 2005




تعطيلی مدارس
هم زمان با تعطيلی مدارس در تهران به علت آلودگی هوا، دانشگاه ما هم به علت يخبندان دو روز تعطيل شد. ولی شايد باورتون نشه که هوا حداکثر 7 درجه زير صفر رفت
البته بايد تا حدودی بهشون حق داد چون در اين شهر که من هستم اين درجه هوا در اين فصل يه چيز عجيبيه. اصلاً مثل آلودگی هوا برای تهرانی ها نيست
يادم سال قبل که بعد 14 سال تو هوستون برف اومده بود مردم مثل نديده ها ريخته بودن تو خيابون ها. دختر داييم برای اولين بار تو عمرش برف ميديد البته به غير از تو تلوزيون
از این مسئله که بگذریم نمی دونم با اين آلودگی هوا تو تهران ميخوایم چه کار کنیم. شنيدم که مثل اينکه امروز هم دوباره مدارس تعطيل بود. به هر حال اینش که برا بچه ها بد نیست. ما که به ازای هر روزی که دانشگاهمون تعطیل شد باید آخر سال یک روز بیشتر بیایم مدرسه

Saturday، December 03، 2005

شب جمعه
شده تا حالا وقتی دعا کميل می خونی، دعا رو سانسور کنی. فکر کنی عمرا بتونی اين قسمت از دعا رو بخونی
شده تا حالا عذاب وجدان اينکه همين حرف هارو هفته ی پيش زدی و عمل نکردی مانع از حضور قلب يا اصلاً توجهت به دعا بشه. شده بخودت بگی بيا يه شب جمعه هم که شده مرد باش و خالی نبند
به خودت بگی نامرد تو که می دونی هفته ی ديگه باز ميخوای همين خالی هارو ببندی بيا و يکم از خودت خجالت بکش
شده اصلا روت نشه دعا کميل بخونی
اگه هر مدلی اين هفته دعا خوندی، ياد اونهای که محروم هستن هم باش